Sizə Salam Gətirmişam  Səri sulu bulaqlardan  Yaşıl yarpaq budaqlardan  Lalə rəngli yanaqlardan  Gül süzülən dodaqlardan  Sizə salam gətirmişəm  Qatar-qatar durnalardan   Yaşıl başlı sonalardan hey  Azərbaycan diyarından  Koroğlunun Nigarından Göy Xəzərin kənarından  Sizə salam gətirmişəm  Qoç Nəbinin Həcərindən  Səttar Xanın hünərindən  Behrənginin şəhərindən  Dan ulduzlu səhərindən  Sizə salam gətirmişəm  Qatar-qatar durnalardan  Yaşıl başlı sonalardan hey  Azərbaycan diyarından  Koroğlunun Nigarından Göy Xəzərin kənarından babakin dyarinnan Sizə salam gətirmişəm

به وب سایت گرگ های خاکستری خوش آمدید *** سلام من بابکم  دانشجوی رشته الکترونیک *** من توی دنیا به پنج چیز که دارم افتخار می کنم ***اولی : وطن مادریم آذربایجان *** دومی  زبانم ترکی *** سومی به هفت هزار سال تمدنم *** چهارمی به قهرمانان وطنم *** به شجاعت و صداقت مردمم

گرگ های خاکستری

BOZGORD

E-Mail Home Page Robot Start Page linkstan = linklar Gorop
Anti Fiter          
 

آذربایجان مهد پاک ترین ، نجیب ترین ، شریف ترین و آزاد ترین مردمان گیتی

آذربایجان تجلیگاه بابک ، سردار و سالار ملی و صمد بهرنگی ، حیدر عمو اوغلو ، چهرگانی، پیشه وری ، شهریار 

 آذربایجان سرآغاز ظهور زرتشت

قطعنامه شرکت کنندگان در نودمین سالگرد

 شهادت ستارخان

 سردار ملی و غریب آذربایجان

 

چکیج     آلتیندا     موحقّر    ازیلیر     گونلر یجه                           بیر چلیک پارچاسی بیر تیغ مهیب اولماق اوچون!

 

توفیق فیکرت

25 آبانماه  سال 1383، برابر با نودمین سالگرد شهادت ستارخان ،  سردار ملی و  سردار غریب آذربایجان است.

نام ستارخان بعنوان برترین نماد نهضت کبیر و مردمی مشروطیت، یاد آور دلاوریها و مجاهدتهای بی نظیر مشروطه طلبان آذربایجان در دفاع از نوامیس ملی و جمیع حقوق حقه اقوام و ملل کشورمان است.

قیام عظیم مشروطیت علیه استبداد سیاه شاهان ، فئودالها و  مرتجعان دیو سیرت زمان ، نقطه عطفی در تاریخ بیداری ملل مشرق زمین محسوب می شود.

بی تردید ترکها و  بالاخص آذربایجانیها در  نهضت کبیر مشروطیت از نقشی بی بدیل و تعیین کننده  برخوردار بودند.

 طبعا شروع یک نهضت فراگیر مردمی نخست نیازمند یک تحول عظیم فکری در میان نخبگان جامعه وسپس نشر آن در بین آحاد ملت است.در ظهور وبروزاین انقلاب عمیق فرهنگی واجتماعی مملکت آذربایجان پیشروترین ِممالک محروسه قاجار و دارالسلطنه تبریز پیشتازترین  شهرهای  ایران و بنوعی جهان آنروز است.

عباس میرزای نایب السلطنه ، پرنس ِ رفورماتوری است که در دوران ولایتعهدیش در زمان سلطنت فتحعلیشاه ،مجاهدانه و مقتدرانه کوشید تا بلکه با فدا کردن جان و مال و عرض خود ، عموم ملل ممالک محروسه را بسوی تجدد و ترقی هدایت کند. عباس میرزا،این سردارکبیرقاجاری که سالهای طولانی به رغم منصب همایونی اش همانند سربازی متواضع و جانفشان در مقابل لشکریان اشغالگر روس و دستجات خائن ارمنی جنگید سعی وافر داشت تا درعرصه علوم و فنون نیز جبهه های مستحکمی را در برابر جهل و بی خبری مفتوح کند. در این میان ادیبان و متفکرانی چون شهید عبدالرحیم طالبوف تبریزی ،میرزا علی اکبر صابر، زین العابدین مراغه ای ، شهید سید حسن خان شریف زاده ،محمد امین رسولزاده، میرزا حسن رشدیه ... به همراه جمع کثیری از روشنفکران عمدتا ترک و خصوصا آذربایجانی  به مصداق «ان الحیات عقیده و جهاد» به پا خواستند تا مگر ممالک محروسه قاجار به تبع قیام آذربایجان رستاخیز زمانش را تجربه کند!

تحت مجاهدتهای صادقانه و موثر مجاهدان مشروطه طلب ، مظفرالدین شاه فرمان مشروطه را در 14 جمادی الثانی سال 1324ه.ق. برابر با 14 مرداد ماه 1285 ش.  صادر کرد و به این ترتیب  با شرکت آزادیخواهان آذربایجانی  نخستین انجمن ملی درتبریز و سپس مجلس شورا  در تهران  تشکیل  و اولین  قانون اساسی  تاریخ کشور  تدوین شد.

اما شادی این فتح بزرگ با شروع سلطنت محمد علی شاه مستبد بسرعت زایل گردید. این شاه خودکامه که کمر به نابودی همه  نتایج مشروطیت بسته بود با یاری گرفتن ازعمال دربار، روحانیت مرتجع ، فئودالهای ستمگر و همچنین بیگانگان هجوم جنون آمیزی را علیه مجلس شورای ملی بعنوان برترین ناموس آزادیخواهان تدارک دید. مقابله جدی شاه با مشروطه طلبان که در تفویض مقام صدرات عظما به امین السطان، با گلوله گداخته شهید عباس آقا صراف تبریزی ناکام مانده بود وارد مراحل جدیدتری گردید.به این ترتیب هجمات مستبدین مدافع دربار  علیه مبانی حریت و عدالت به حدی وسیع و شدیدشد که انجمن ملی تبریز به نمایندگی از سراسر ملل ممالک محروسه قاجار در اقدامی تاریخی، محمد علیشاه را به سبب خیانت به ملت و نقض عهدو قسم  از سلطنت  سلسله قاجاریه خلع کرد!

اما شاه مخلوع به پشتوانه خائنین ، مرتجعین و اجانب همچنان می غرید.23 جمادی الاول 1326 ه.ق. برابر با دوم تیر ماه 1287 ش. توپهای استبداد به فرمان محمد علی شاه و توسط صاحب منصبان جنایتکار روس چون لیاخوف و شاپشال بسوی آشیانه آزادی و خانه ملت آتش شد و صدها تن از آزادیخواهان ونمایندگان مجلس شورای ملی به شهادت رسیدند. تاریخ  نبرد حماسه آفرین مجاهدان «انجمن آذربایجانیان تهران» و نیز حاجی میرزا ابراهیم آقا نماینده غیرتمند تبریز را در مجلس هرگز فراموش نخواهد کرد.آنها تا اخرین گلوله در برابر قزاقها جنگیدند و شهادت را بر اسارت ترجیح دادند.

 ضربه  استبداد علیه  کاخ حریت و عدالت ، به قدری سنگین و خرد کننده بود که تا فتح  مجدد تهران ،از دارالخلافه هیچ صدایی شنیده نشد!  

سکوت و سکون چنان سراسر ایران را فرا گرفت که  عمده مشروطه طلبان نیز فاتحه مشروطیت را برای همیشه خواندند!

اما آذربایجان همانند همیشه تاریخش شکست ناپذیر بود!

انجمن ملی تبریز بعنوان دیدبان حقوق اقوام و ملل ممالک ایران، بلافاصله کمیسیون جنگ تشکیل داد و به این ترتیب مجاهدان  آذربایجانی را فوج فوج  تنویر ،متشکل و تجهیز کرد و در راس آنها بزرگانی چون ستارخان و باقرخان و حسین خان  را قرار داد.استبداد که از خیزش سریع و قوی آذربایجان شگفتزده شده بود مکررا قشونهای بزرگی را به فرماندهی افرادی چون عین الدوله و ارشد الدوله برای سرکوب مجاهدان روانه آذربایجان و تبریز کرد.  محمد علی شاه همچنین از یکسو از درون آذربایجان مستبدین خون خواری چون صمدخان شجاع الدوله،اقبال السلطنه ماکویی، رحیم خان نصرت السلطان و میر هاشم دوچی را علیه حریت طلبان تبریز و آذربایجان بسیج کرد و از سوی دیگر از  روحانیون درباری فتوای ارتداد مشروطه خواهان را دریافت نمود.

تبریز علی رغم قرار گرفتن در محاصره کامل  و تنگ، نزدیک به یکسال مقاومتی خارق العاده از خود نشان می دهد. آذربایجان  هم با استبداد می جنگد و هم با گرسنگی تحمیلی.

آنها درراستای نجات ملت ،جهت سد جوع ، خوردن گیاهان خشک را بر اغذیه سفره های رنگین مستبدین ترجیح می دهند.

...و به این صورت است که  مقاومت آنان  تاریخ و جهان را تکان می دهد!

 اخبار پایداری افسانه ای  مجاهدان جان برکف این شهر مرزهای جهان را در می نوردد. بگونه ایکه علماس مترقی  و مجتهدین وارسته  نجف و کربلا  بارها در فتاوی خود قیام  آذربایجان را قیامی الهی می نامند و مشاهیر  و مطبوعات فرانسه به ستارخان لقب گاریبالدی مشرق زمین را میدهند. بریگادهای بین المللی برای کمک به مجاهدان جانفشان تبریز از قفقاز،عثمانی و اروپا ، فارغ از تعلقات نژادی و دینی راهی دارالسلطنه  می شوند. شور آزادی خواهی حتی خارجیان  مقیم تبریز را نیز بر می خیزاند. مستر هووارد( خان) باسکرویل آمریکایی در سنگر مجاهدان تبریز به شهادت  می رسد و به این ترتیب به نمادی برای مجاهدان جهان وطن بریگادهای بین المللی تبدیل می شود.

اکنون سال 1287 شمسی است!

 تمام تبریز تبدیل به میدان نبرد شده است.لحظاتی فرا می رسد که از شدت هجوم قشون لمپن استبداد، حتی گرد آزادی نام آوری چون باقرخان سالار ملی نیز آماده پذیرفتن شکست می شود!

اما ستارخان درست در لحظه ای که مرگ همچون دشنه ای  بسرعت بسوی او می آید پیشنهاد امان کنسول روس را رد می کند و با صلابتی که از 10 هزار سال تاریخ مقاومت و شجاعت و غیرت آذربایجانیان نشات می گیرد مردانه  می گوید:

«من می خواهم هفت دولت تحت بیرق امیر المومنین و آذربایجان رود. من هرگز زیر بیرق بیگانه نمی روم!»

پس او آزاد می ماند تا تبریز،آذربایجان ،ایران ، مشرق زمین و بلکه سراسر جهان را مصداق شجاعت و صلابت گردد.

در این مبارزه عظیم و سرنوشت ساز ،ستارخان  و باقر خان تنها نبودند. بی شک تمام آذربایجان و همه آزادیخواهان ایران  با آنان بودند و همراه سردار و سالار خود در جبهه ها ی شرف و فتوت می جنگیدند.

شهید علی مسیو،شهید ابوالقاسم ضیاء العلماء،شهید شیخ سلیم،شهید ثقه الاسلام تبریزی، شهید علی محمد خان ترتبیت،شهید حیدر خان عمواوغلی، شهید خانم تئللی زری، شهید سعید سلماسی، شهید حسین خان باغبان(ائل اوغلو)، شهید باباخان اردبیلی،شهید نورالله خان یکانی، شهیدحاج علی دوا فروش،شهید مشهدی عباسعلی قند فروش، شهید ایلدیریم توپچی باشی،شهید یوسف خان حوکماوارلی، شهید محمد آقاخان نجار،شهید میرزا محمد سلماسی،شهید شیخ محمد خیابانی، حاج مهدی کوزه کنانی(ابو المله)،حاج سید حسین شام غازانی (عدل الملک)،اجلال الملک، زین العابدین تقی اوف، میرزا حسین واعظ... و صدها تن دیگر از جمله مجاهدان و حریت طلبان شهیری بودند که در پیشاپیش همه آزادیخواهان ایران اعم از تهران،اصفهان ،شیراز و یا رشت برای آزادی عموم اقوام و ملل ایران از چنگال استبداد می کوشیدند.

شکوه مبارزه آذربایجان در برابر استبداد سیاه و بی رحم محمد علیشاه، حتی ملل مسلمان و غیر مسلمان ترکستان و قفقازیه تحت سلطه تزارها را نیز به وجد می اورد.پس امپراطور روسیه  برای ممانعت از سرایت شعله های حریت طلبی به شمال ارس و شرق خزر به تکاپو می افتد. قشون تا بن دندان مسلح تزاری در ماه آوریل سال 1909 م. از ایروان و تفلیس راهی آذربایجان می شود تا شعله های  رستاخیز ملت آذربایجان و اهالی تبریز را در اودلار یوردو (سرزمین آتشها) خاموش کند!

 دارهای ظالمانه ای که در عاشورای محزون  سال 1330 ه.ق در تبریز توسط روسهای اشغالگر برای اعدام بهترین و صادقترین  فرزندان آذربایجان افراشته می شود هرگز از یاد و خاطره ملت مسلمان آذربایجان پاک نخواهد شد.

اینجا است که انجمن ملی تبریز برای ممانعت از اشغال آذربایجان جنوبی توسط سالداتهای روس،بناچار در اقدامی  استراتژیک  فرمان آتش بس صادر می کند! 

ولی مگر طنین نافذ حماسه تاریخی آذربایجان و تبریز را می توان مهار کرد!؟

قیام آذربایجان و مقاومت تبریز سراسر ایران را به وجد آورده بود. بعد از اطلاع  عموم اقوام و ملل ایران از عظمت رشادتهای تُرکمردان و زنان خطه آذربایجان،سراسر ایران تبدیل به کانونهای مقاومت شد. دراین میان متاسفانه به دلیل زمین گیر شدن مجاهدان مسلمان و صادق و دانای آذربایجان ،ناگهان یپرمها،اسعدها و سپهدار ها با تجمیع قشونی عمدتا از میان افراطیون و اراذل داشناک، طوایف و عشایر در 24 جمادی الثانی سال 1327ه.ق برابر با 8 تیرماه سال 1288 ش. وارد تهران می شوند و پس از خلع محمد علیشاه که از وی بعد از مجاهدتهای دلیرانه آذربایجان مترسکی بیش باقی نمانده بود حریصانه اقدام به تقسیم منابع و مناصب میکنند و به این ترتیب بدنبال سقوط استبداد سنگین محمد علیشاه، استبداد ننگین ابن الوقتها بر سراسر ممالک محروسه قاجار مستولی می شود!

اگرچه ستارخان وباقرخان و دیگر مجاهدان خداجوی مشروطه به هنگام عزیمت به دارالخلافه  شاهد برگزاری یکی از گسترده ترین و باشکوهترین استقبالهای مردمی  تاریخ ایران در طول مسیر حرکت  خود می شوند اما کوتاه مدتی پس از اقامت در تهران ،بدنبال احساس خطر حاکمان نوکیسه و ضد مردمی  از غیرت و حریت ترکمردان مجاهد آذربایجان ،قتل عام  منفور پارک اتابک در سي ام رجب سال ۱۳۲۸ هجري قمري تدارک دیده می شود.در این حادثه مشئوم به تیر مستقیم یپرم ارمنی، ستارخان ، این سمبل قیام و آزادی ایران، از ناحیه پا به شدت مجروح می شود،دهها تن از مجاهدان غیور آذربایجانی به شهادت می رسند و صدها تن دیگر مظلومانه  به اسارت ارامنه و اراذل می روند!

 بی شک ظلمی که در پارک اتابک علیه سردار غریب آذربایجان و نیز هم سنگران باوفایش بوقوع پیوست تیر خلاصی بود که از جانب اجامر و اوباش بر آرمانهای والای حریت طلبانه و عدالتخواهانه ملل مسلمان ایران بخصوص آذربایجان شلیک شد!

سرانجام بدنبال ناسور شدن زخم پای حریت، روز هشتم ذي الحجه سال ۱۳۳۲ ه.ق. مطابق با روز سه شنبه ۲۵ آبان ماه سال ۱۲۹۳  ش. حیات  مملو از جوانمردی و مبارزه  سردار  غریب آذربایجان به سر رسید و او دور از مام عزیز وطن، در گوشه اي از شهر مهمان کش تهران، در حالي كه بيش از چهل و هشت سال از زندگی سرشار از مجاهدتش  نگذشته بود  بسوی حضرت حق رجعت کرد و ملت آذربایجان، مجاهدان واقعی ایران و آزادیخواهان سراسر جهان را به شدت محزون و مایوس نمود.

به این ترتیب شمس وجود نازنین ستارخان در غربتی جانگزا  غروب کرد تا مگر روزی دیگر  خورشیدی درخشانتر از آذربایجان طلوع کند!

شهادت ستارخان و دیگر مجاهدان جان برکف آذربایجانی به دست مدعیان دغلباز  آزادی در تهران جنایت سنگین و ننگینی است که هرگز بر مسببان وقت و مدافعان کنونی آن بخشیده نخواهد شد!

اما شلیک تیرهای زهرآگین همپالگیهای قاتلان سردار و سالار ملی و دیگر مجاهدان آزاده آذربایجانی،در عصر ما همچنان بسوی ملت  ستارخان ادامه دارد!

اکنون به رغم گذشت 90  سال از آن  جنایتهای دهشتناک و وحشتناک ، پان آریانیسم که خود را وارث حکومت سپهدارها، اسعدها و یپرمها می داند هنوز مجدانه در صدد است تا با ارایه اسنادی دروغی و تحلیلهای شرم آور و نیز وارد آوردن اتهاماتی از قبیل تجزیه طلبی و وابستگی به مبارزان مشروطه ، نقش بی مانند مجاهدان حق پرست آذربایجانی و نیز اهداف متعالی آنان را در راه آزادی ، استقلال و سرافرازی عموم اقوام و ملل ایران به هر نحو ممکن منکر شود و تاریخی منحرف ،مجعول و در یک کلمه «شیطانی» را برای نسلهای جویای هویت و افتخار ایران امروز عرضه کند.    

 

ما شرکت کنندگان در مراسم  نودمین سالگرد شهادت ستارخان سردار ملی،

 

ضمن ابراز وفاداری به ارمانهای والای شهدای مشروطیت و نیز همه شهیدانی که در راه اعتلای حریت و عدالت جان باخته اند اعلام میداریم:

 

1.      ما خواهان نام گذاری روز تولد ستارخان سردار ملی ، بنام روز قانون و آزادی هستیم.

2.      ما خواهان درج  روز شمار  مبارزات برجسته نهضت کبیر مشروطه در تقویمهای رسمی هستیم.

3.      ما خواهان ساخت مجسمه های شهدای مشروطه و نیز نامگذاری اماکن عمومی با اسامی آنان هستیم.

4.      ما خواهان تقریر مبسوط ، صحیح و دقیق تاریخ نهضت کبیر مشروطیت در کتابهای درسی مدارس هستیم.

5.      ما خواهان انتقال مزار مطهر ستارخان به موجب وصیت وی به  مکان شایسته ای در تبریز و ساخت آرامگاهی در خور شان سردار ملی هستیم.

6.      رویه ای که اخیرا از جانب نهادهای دولتی در ایجاد محدودیت شدید برای مطبوعات غیر فارس زبان و نیز سناریویی که جدیدا از سوی نشریات دولتی در ارایه تحلیلهای مجعول از جریان هویت خواهی اقوام و ملل ایران و بخصوص آذربایجان در پیش گرفته شده است را محکوم می کنیم و خواهان برخورد آگاهانه ملت با این رفتارها و توطئه ها  هستیم.

7.      تلاشهایی را که از طرف نهادهای پان آریانیستی برای تشدید روند آسیمیلاسیون اقوام از طریق اعمال سیاست آموزش پیش دبستانی به زبان فارسی در مناطق غیر فارس نشین بخصوص اراضی ترک نشین صورت می گیرد را به شدت محکوم کرده اعلام می کنیم که در قبال این گونه سیاستهای نژاد پرستانه هرگز سکوت نخواهیم کرد.  

8.      اعمال تضییق و اجرای تفتیش در قبال فعالین حرکت ملی آذربایجان و نیز دیگر جریانهای هویت طلب کشور از جانب نهاد ها و گروههای دولتی تحت عناوین واهی ای چون پانترکیسم،پان عربیسم،پان کردیسم و تجزیه طلبی  را به شدت محکوم می کنیم.

9.      خواهان آزادی بی قید و شرط همه فعالین مدنی آذربایجان من جمله امیر علی عباسیان و کمال نویدی از زندانهای تبریز و قوشاچای هستیم.

10.  مفاد قطعنامه شرکت کنندگان در مراسم دومین سالگرد وفات صفرخان؛ساوونار ملی را قاطعانه تایید کرده  بازداشت موقت شرکت کنندگان در مراسم یاد شده را  از سوی نیروی انتظامی، غیر قانونی و برخلاف حقوق ملت، مندرج در قانون  اساسی می دانیم .

 

شرکت کنندگان در نودمین مراسم سالگرد شهادت ستارخان سردار ملی و غریب آذربایجان

E-Mail Home Page Robot Start Page Linkstan = linklar Gorop
Anti Filter          
Free Web Hosting | free host | Free Web Space | BlueHost Review

به علت تعداد زیاد منابع ذکر نام آنها مقدور نمی باشد

این وب سایت آماده قرار دادن لینک به وب سایت شما در این وب سایت می باشد

استفاده از مطالب این وب سایت جهت اعتلای فرهنگ و خواسته ملت ترک و سرزمین آذربایجان آزاد می باشد

این وب سایت آماده قرار دادن مطالب شما در هر زمینه مربوط به مردم ترک می باشد